ریاضیدان ها
ریاضیدانها به آفریقا می روند ، هر موجودی که فیل نیست کنار می گذارند و سپس یکی از آنها را که باقی مانده است می گیرند .
البته ریاضیدانهای با تجربه ، ابتدا سعی می کنند تا ثابت کنند حداقل یک فیل در آفریقا وجود دارد . آنگاه به آنجا می روند .
استادان ریاضی ، با تجربه ، ابتدا ثابت می کنند حداقل یک فیل در آفریقا وجود دارد و سپس پیدا کردن و شکار آن را به عنوان
تمرین برای دانشجو باقی می گذارند
مهندسان نرم افزار کامپیوتر
این دسته شکار فیل را بر
اساس اجرای الگوریتم زیر انجام می دهند :
گام 1) برو به آفریقا
گام 2) از دماغه رود نیل ( جنوبی ترین نقطه آفریقا ) شروع کن
گام 3) به سمت شمال حرکت کن و هر منطقه را از غرب به شرق بپیما .
گام 4) در هر گذر ،
الف – هر حیوانی را که می بینی شکار کن .
ب – آن را با فیل مقایسه کن .
ج – اگر با هم برابر بودند کار تمام است و گرنه برو به گام 3 .
برنامه نویسان با تجربه ، ابتدا یک فیل را در قاهره (شمال آفریقا) قرار می دهند تا مطمئن شوند که الگوریتم فوق خاتمه می یابد .
اقتصاددان ها
اقتصاددان ها فیلی را شکار نمی کنند ، زیرا اعتقاد دارند که با ایجاد بازار آزاد و دادن پول به اندازه کافی به فیلها ، خودشان ،
خودشان را شکار می کنند .
سیاستمداران لیبرال
از آنجا که این دسته معتقدند که همه موجودات راست می گویند لذا اولین حیوانی را که می بینند شکار کرده و می گویند
که این فیل است ! و نظر هر کسی قابل احترام است لذا اینها درست می گویند .
سیاستمداران دموکرات
ابتدا شکار کردن فیل را به رای گذاشته اگر حائز اکثریت آرا بشود آنگاه به نیرو های مردمی دستور شکار آن را می دهند !
سیاستمداران دیکتاتور
هر چه دیکتاتور بگوید همان است ! پس اولین موجودی که به شما بدهند فیل است !
سیاستمداران آمریکایی
ابتدا با استفاده از رسانه های گروهی نشان می دهند که فیل ها یا تروریست هستند یا در حال تهیه بمب هسته ایی !
سپس با متحدانشان به آفریقا لشکر کشی می کنند . پس از اشغال کامل قاره سیاه ، اعلام می کنند که هیچ فیلی اینجا نبوده است !
و اینها اشتباهات اطلاعاتی سازمانها سیا و همکارانش بوده است .
برخی دیگر از سیاستمداران
به هیچ وجه فیل را شکار نمی کنند . اما آنها فیل هایی را که شما گرفته اید بین مردمی که به آنها رای داده اند تقسیم می کنند .
روانشناسان
اینها ابتدا شما را هیپنوتیزم کرده و به شما می قبولانند که آنها فیل شکار کرده اند . پس از بیداری نیز به شما می گویند
که اگر الان فیل نمی بینید یا شیزوفرنی شده اید یا دچار توهم در ضمیر ناخود آگاه خود !
وکلای حقوق
وکلا فیل شکار نمی کنند . ولی دور گله فیلها می گردند و در مورد اینکه هر کدام از فضولاتی که بر روی زمین ریخته
متعلق به کدام فیل است ، بحث می کنند .
البته اگر کسی آنها را استخدام نماید می توانند بر اساس شکل و رنگ یکی از همان فضولات ثابت کنند
که کل گله به موکلشان تعلق دارد .
معاونین بخش مهندسی ، تحقیق و توسعه
اینان خیلی سعی می کنند که فیلی را شکار کنند ، اما کارمندانشان به آنها اطمینان می دهند که تمام فیلهای
موجود قبلا شکار شده اند .
مامورین کنترل کیفیت
اینها به فیلها کاری ندارند ، بلکه دنبال اشتباهات سایر شکارچیان می گردند.
اول از همه خیلی خیلی خیلی معذرت میخوام به خاطر تاخیرم اخه چند روزی مریض بودم حق نداشتم به کامپیوتر نگاه کنم..حتی نیم نگاه![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ودراز به دراز روی زمین افتاده بودم..........![]()
هزاران هزار درسم ریخته بودم روی کله ی من بدبخت![]()
خلاصه بدترین روزای زندگیم بووووووووووود![]()
میخواین ببخشید اگه نمی خواین مشکل خودتونه به من ربطی نداره![]()
خدایا من به دنبال چه میگردم ؟!؟
خیلی جالبه .... تو سن من... همه عاشق میشن ... همه منتظر میشن ... همه .... اما من ؟؟ .... من هیچ کدومو نمیخوام ، چراااا!! دارم .... منم عاشقم .... منم منتظرم .... اما توی این عشق هیچ جدایی وجود نداره ...و من از این لذت میبرم .... میدونی خیلی قشنگه وقتی حس میکنی همین الان خدا داره نگات میکنه .... خیلی قشنگه وقتی میبینی داره کمکت میکنه ... در همه حال.... حسش کردی؟ ..... خیلی قشنگه ..... این زندگی قشنگه امـــــــــــــــــــــــا وقتی قشنگ میشه که واقعا زندگی کنی .... میدونی کی قشنگه ؟ کی میتونی زندگی کنی .... وقتی میتونی زندگی کنی که با معبودت یه کلام باشی .... همون همکلام ، میدونی کی قشنگه .... وقتی که طبیعت .... زیبایی هارو فقط ببینی . حسشون کنی درکشون کنی بفهمی که اخر اخرش میرسی به همونی که همیشه دوست داره ، همونی که هیچچچچچچچچچچچچچچچ وقتی تنهات نمیزاره .... وای خیلی قشنگه.... اینکه وقتی نسیم ملایم صبح تورو یاد خدا بندازه ... غروب غم انگیز تو رو یاد معبودت بندازه یا مثلا غروب جمعه تو رو یاد موعود بندازه ...... تا حالا غروب روز جمعه رو دیدی ...........!! با روزای دیگه خیلی فرق داره .... خیلی عجیبه .....!! تا حالا شده بخوای بری پیش خدا ..... نه راه خیلی دور .... همین نزدیکیا مثلا مکه .... تا حالا شده ....!! همه دلشون میخواد نه؟ منم دلم میخواد .... اما تا حالا شده ردش کنین .... تا حالا شده بخواین تشنه بشین ... تا حالا شده تو خیالت حریم عشق رو ((به قول خودم حریم دل)) رو لمس کنی .... تو خیالت یه نگاه پر از عطش کنی .... تا حالا شده انقدر با معبودت باشی که ببینی چقدر مهربونه و خشونتش رو از یاد ببری؟ ... خدا هم خشن میشه ... نمیشه؟ مگه میشه که نشه .... اگه خشن نبود چطوری تونسته این همه ادمای خشن رو مثه خود من به وجود بیاره ........... !! وای .... چه حرفی ؟ خدا هر کاری بخواد میتونه بکنه .... اما واقعا خدا هم خشن میشه؟ ،خدا !! ،،،،، میدونی به چی فکر میکنم ؟ به اینکه انقدر به خدا نزدیک بشم که خدا منو ببره پیش خودش .... این استدلال غلتیه؟ ،خدای بی نیاز بی نیاز کننده ی من است قشنگه نه ؟ به نظر من که عالیه .... مال دعای نادعلیِ ، این دعارو خیلی دوست دارم .... تا حالا امتحانش کردی ؟ خیلی بهم ارامش میده .. مولا علی .... وای خدا جونم .... وقتی معنی ِش رو میخونم ...... .......!! معرکه اس .... جدی میگم ..... کافیه مولا علی رو درکش کنی .... بهش اعتقاد داشته باشی اونوقته که دیگه ولت نمیکنه و خیلی وقتا بدونه اینکه بخوای کمکت میکنه........... چقدر حرف زدم ....... دلم میخواست بگم ..... !!!
نظر ندهید هم میشه امرووز به علت گرفتااااااری حااال نداارم![]()
.
هميشه توي يه ارتفاعي از جو . ديگه ابري وجود ندارد ! اگه يه وقتي اسمون دلت ابري بود بدون به اندازه كافي اوج نگرفتي
نگاه اولت بر من اثر كرد، نگاه دومت ديوونهام كرد، نگاه سومت عاشقترم كرد، اه، گندشو در آوردي، نگاه آخرت ديگه هيزبازي بود!
از ما گفتن بود..................؟؟؟
آینده:
یـک زن تــا زمانیکه ازدواج نکرده نگران آینده است. یک مرد تا زمانیـکـه ازدواج نـــکرده
هــــرگز نگران آینده نخواهد بود.
موفقیت:
یــک مرد موفق کسی است که بیشتر از آنچه هـمــسرش خرج میکند درآمد داشته باشد.
یک زن موفق کسی است که بتواند چنین مردی را پیدا کند.
ازدواج:
یک زن به امید اینکه شوهرش تغییر کند با او ازدواج میکند،ولی تغییر نمیکند.
یک مــرد به این امید با همسرش ازدواج میکند که تغییر نکند، ولی تغییر میکند.
روابط:
اول از همه، یک مرد یک رابطه را یک رابطه بحساب نمی آورد. وقتی رابطه ای تمام میشود،
زن شروع به گریه نموده و سفره دلش را برای دوستان دخترش میگشاید و نیز شعری با عنوان
"همه مردها نادانند" می سراید. سپس به ادامه زندگیش میپردازد. مرد هنگام جدایی اندکی
مشکلاتش بیشتر است. 6 ماه پس از جدایی ساعت 3 نیمه شب یک پنجشنبه، تلفن میزند
و میگوید: "فقط میخواستم بدونی که زندگیمو از بین بردی، هیچوت نمی بخشمت،
ازت متنفرم، تو یه دیوانه ای، ولی میخوام بدونی باز هم یه فرصتی برامون باقی مونده."
نام این کار تماس تلفنی "ازت متنفرم/عاشقتم" است که 99 درصد مردان حداقل یک بار آنرا
انجام میدهند. برخی کلاسهای مشاوره ای مخصوص مردان برای رها شدن از این نیاز
تشکیل میشود که معمولا تاثیری در بر ندارند.
فیلم کمدی:
فرض کنید چند زن و مرد در اتاقی نشته اند و ناگهان سریال نقطه چین شروع می شود.
مردها فورا هیجان زده شده و شروع به خنده و همهمه میکنند، و حتی ممکن است ادای
بامشاد را نیز درآورند. زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و شکایت منتظر تمام شدنش میشوند.
دست خط:
مردها زیاد به دکوراسیون دست خطشان اهمیت نمیدهند. آنها از روش "خرچنگ غورباقه" استفاده
میکنند. زنان از قلم های خوشبو و رنگارنگ استفاده کرده و به "ی" ها و "ن" ها قوس زیبایی میدهند.
خواندن متنی که توسط یک زن نوشته شده، رنجی شاهانه است. حتی وقتی می خواهد ترکتان کند،
در انتهای یادداشت یک شکلک در انتها آن میکشد.
حمام:
یک مرد حداکثر 6 قلم جنس در حمام خود داد - مسواک، خمیر دندان، خمیر اصلاح، خود تراش، یک قالب
صابون و یک حوله. در حمام متعلق به یک زن معمولی بطور متوسط 437 قلم جنس وجود دارد. یک مرد
قادر نخواهد بود اغلب این اقلام را شناسایی کند.
خواروبار:
یک زن لیستی از جنسهای مورد نیازش را تهیه نموده و برای خریدن آنها به فروشگاه میرود.
یک مرد آنقدر صبر میکند تا محتویات یخچال ته بکشد و سیب زمینی ها جوانه بزنند.
آنگاه بسراغ خرید میرود. او هر چیزی را که خوب بنظر برسر می خرد.
بیرون رفتن:
وقتی مردی میگوید که برای بیرون رفتن حاضر است، یعنی برای بیرون رفتن حاضر است.
وقتی زنی میگوید که برای بیرون رفتن حاضر است، یعنی 4 ساعت بعد وقتی آرایشش تمام شد،
آماده خواهد بود.
گربه:
زنان عاشق گربه هستند. مردان میگویند گربه ها را دوست دارند، اما در نبود زنان با
لگد آنها را به بیرون پرتاب میکنند.
آینه:
مردها خودبین و مغرور هستند، آنها خودشان را در آینه چک میکنند. زنان بامزه اند، آنها تصویر خود را در
هر سطح صیقلی بازدید میکنند -- آینه، قاشق، پنجره های فروشگاه، برشته کننده ها،
سر طاس آقای زلفیان...
تلفن:
مردان تلفن را به عنوان یک وسیله ارتباطی برای ارسال پیامهای کوتاه و ضروری به دیگران در نظر میگیرند.
یک زن و دوستش می توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسیدن به خانه،
تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت دیگر با هم شروع به صحبت کنند.
آدرس یابی:
وقتی یک زن در حال رانندگی احساس میکند که راه را گم کرده، کنار یک فروشگاه توقف کرده
و از کسی که وارد است آدرس صحیح را میپرسد. مردان این را به نشانه ضعف میدانند.
آنها هرگز برای پرسیدن آدرس نمی ایستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان میچرخند
و چیزهایی شبیه این میگویند: "فکر کنم یه راه بهتر پیدا کردم،" و "میدونم که باید همین نزدیکی باشه،
اون مغازه طلا فروشی رو میشناسم."
پذیرش اشتباه:
زنان بعضی اوقات قبول میکنند که اشتباه کردند. آخرین مردی که اشتباهش را پذیرفته 25
قرن پیش از دنیا رفته است.
فرزند:
یک زن همه چیز را در مورد فرزندش می داند: قرارهای دکتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزدیک و صمیمی،
قرارهای رمانتیک، غذاهای مورد علاقه، اسرار، آرزوها و رویاها.
یک مرد بطور سربسته و مبهم فقط میداند برخی افراد کم سن و سال هم در خانه زندگی میکنند.
لباس شیک پوشیدن:
یک زن برای رفتن به خرید، آب دادن به گلهای باغچه، بیرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستی
لباس شیک می پوشد. یک مرد فقط هنگام رفتن به عروسی و یا مراسم ترحیم لباس رسمی برتن
میکند.
شستن لباسها:
زنان هر چند روز یک بار لباسهایشان را میشویند. مردها تک تک لباس های موجود در کمد،
حتی روپوش و اونیفرم جراحی هشت سال پیش خود را می پوشند و هنگامیکه لباس تمیزی باقی
نماند، یک لباس کثیف بر تن نموده و کوه ایجاد شده از لباسهای چرک خود را با آژانس به خشک شویی
منتقل میکنند.
(این یکی رو واقعا راست می گه! من خودم تا زمانی که ظرف تمیزی در کابینت موجود بود امکان نداشت
ظرف های قبلی را بشورم!!! خوشبختانه ما چند سری بشقاب و قاشق چنگال داشتیم-پیشی)
اسباب بازی:
دختران کوچک عاشق عروسک بازی هستند و وقتی به سن 11 یا 12 سالگی میرسند علاقه شان
را از دست میدهند. مردان هیچگاه از فکر اسباب بازی رها نمیشوند. با بالا رفتن سن آنها اسباب بازی
هایشان نیز گران قیمت تر و پیچیده تر میشوند. نمونه های از اسباب بازیهای مردان:
تلویزیون های مینیاتوری و کوچک، تلفنهای اتومبیل، مخلوط کن و آب میوه گیری، اکولایزرهای گرافیکی،
آدم آهنی های کنترلی، گیمهای ویدئویی، هر چیزی که روشن و خاموش شده، سر و صدا کند و
حداقل برای کار کردن به شش باتری نیاز داشته باشد.
گل و گیاه:
یک زن از شوهرش میخواهد وقتی مسافرت است به گل ها آب دهد. مرد به گلها آب میدهد.
زن پنج روز بعد به خانه ای پر از گلها و گیاهان پژمرده برمیگردد.
کسی نمیداند چرا این اتفاق افتاده است.
سبیل:
بعضی از مردان مانند هرکول پوآرو با سیبیل خوش تیپ میشوند.
هیچ زنی وجود ندارد که با سبیل زیبا بنظر برسد.
اسامی مستعار:
اگر سارا، نازنین، عسل و رویا با هم بیرون بروند، همدیگر را سارا، نازنین، عسل و رویا صدا خواهند زند.
اگر بابک، سامان، آرش و مهرداد با هم بیرون بروند، همدیگر را گودزیلا، بادام زمینی،
تانکر و لاک پشت صدا خواهند زد.
موقع دریافت صورت حساب هر کدام 10 هزار تومان روی میز میگذارند. وقتی دختران صورت حساب را
دریافت میکنند، ماشین حسابهای جیبی خود را بیرون می آورند.
پول:
یک مرد 2000 هزار تومان برای یک جنس 1000 تومانی مورد نیازش می پردازد.
یک زن1000 تومان برای یک جنس 2000 تومانی که نیازی به آن ندارد می پردازد.
بگو مگوها:
حرف آخر را در جر و بحث ها زنان میزنند. هر چیزی که یک مرد بعد از آن بگوید،
شروع یک بگو مگوی دیگر خواهد بود.
قلب پسرا مثل قبرستونه ...
کسی که بره اونجا دیگه بیرون نمی آید ..
ولی قلب دخترا . . . . مثل هتل پنج ستاره است
معلوم نیست کــــی می یاد و کـــــی می ره .
حال کردین؟؟؟
شیمی:عشق تنها اسیدیست که در قلب اثر میکند.
فیزیک:قلب تنها آهن ربا عشق را جذب میکند.
ادبیات:عشق مانند لیلی و مجنون اثر نظامی است.
ورزش:عشق تنها توپی است که هیچگاه به اوت نمیرود.
زیست شناسی:عشق نوعی میکروب است که از راه دل وارد میشود.
زبان:عشق تنها فعلی است که اي و دي نميگيرد و به گذشته بر نميگردد.
زمين شناسي:عشق تنها فسيلي است كه در قلب باقي ميماند
می بینین من اونقدر درس دوست دارم که به عشق هم با درسها نگاه میکنم هه هه هه هه هه ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بچه که بودم فقط بلـد بودم تـا 10 بشمرم،نهايـته هر چيزي همين 10 تـا بود،از بـابـا کــه بستني ميخواستم،10 تا ميخواستم.مامانمو 10 تا دوست داشتم....خلاصه ته دنيا همين 10 تا بود و اين ?0تـا خيلي قشنگ بود! ولي حالا نميدونم ته دنيا چقدره؟...نهايتـه دوست داشتن چقدره؟...انگار خيلي هم حريصتر شدم،چون 10 تا بستني هم کفافمو نميده!امّا ميخوام بگم دوستت دارم .....ميدوني چقدر؟!....به اندازه يه همون 10 تايه بچگي
قدی بلند ؛ لاغر مردنی ؛ موهای بلند و گیسویی کمند ؛ ابروهای باریک مدل ابر و بادی آرایش 55 قلم
طریقه ی لباس پوشیدنشون :
بلوزی چسبان و حریر با استینهای کلوش شمشیری یقه دلبری با بندینک که پشت گردن
بندازن و گره بزنن .
شلوار بدن نمای تنگ و پاچه گشاد ( از اون چهل تیکه ها که اکلیلی هم هست.)
و اما برای تکمیل تیریپ مردونشون :
یک زنجیر ساده ی شیک که اگر طلا سفید باشه بهتره ؛ 4 یا 5 مدل از همان زنجیر برای
ست کردن دستبند و گردنبند
(لازم به ذکر است پسرای با کلاس از گوشواره حلقه ای هم استفاده میکنن )
انگشتر هم که تابلو است مهم ترین است
واقعا اینا قابل تحسینند.
مرد باید مرد باشه ...................................... ابروهاشم کمند باشه
گیسوی اون بلند باشه ...................................... مرد باشه و مرد باشه
آخرین حرف: مردای این دورو زمونه اگر ریش پروفسوری نداشتن قابل تشخیص نبودن
البته ریش اگر به صورت یه نقطه اونم زیر لبشون باشه قبوله
بگما : همیشه یه ماشاالله هم تو دهنتون باشه ها
ما شـــــــــــــــــــــــــــا الله
الهــــی! به مــــــردان در خانه ات!
به آن زن ذلیلان فـــــرزانــــــه ات!
به آنانکه با امـــــر "روحی فداک"!
نشینند وسبـــــــــــــزی نمایند پاک!
به آنانکه از بیـــــــخ وبن زی ذیند!
شب وروز با امــــــر زن می زیند!
به آنانکه مرعــــــــــوب مادر زنند!
ز اخلاق نیکـــــــــوش دم می زنند!
به آن شیــــــــــــر مردان با پیشبند!
که در ظـــرف شستن به تاب وتبند!
به آنانکه در بچّــــــــــه داری تکند!
یلان عوض کــــــــــــردن پوشکند!
به آنانکه بی امــــــــــــر واذن عیال
نیاید در از جیبشان یک ریــــــــال!
به آنانکه با ذوق وشــــــــــوق تمـام
به مادر زن خود بگویند: مـــام (!)
به آنانکه دارند بــــا افتخـــــــــــــار
نشان ایزو...نه!"زی ذی نه هزار"!
به آنانکه دامـــــــن رفــو می کنند!
ز بعد رفــــــــویش اُتـــو می کنند!
به آنانکه درگیــــر ســــوزن نخند!
گرفتـــــــــــار پخت و پز مطبخند!
به آن قرمــــــــه سبزی پزان قدر!
به آن مادران به ظاهــــــــــر پدر(!)
الهـــــــــی! به آه دل زن ذلیــــــل!
به آن اشک چشمان "ممّد سبیل"(!)
به تنهای مردان که از لنگـــه کفش
چو جیــــــــغ عیالاتشان شد بنفش!
:که مارا بر این عهـــد کن استوار!
از این زن ذلیلی مکن برکنـــــــار!
به زی ذی جماعت نما لطف خاص!
نفرما از این یوغ مــــــارا خلاص!
حالا خداییش اینجا کی زن ذلیله
یک روز مرد ثروتمندی دست پسر کوچکش راگرفت تا با سفر در اطراف محلات فقیرنشی شهر وروستا اورا با معنای فقر آشنا سازد.آنها یک شبانه روز در مزرعه خانواده فقیری ماندند و بعد به منزل مجلل خود برگشتند .پس از این سفر کوتاه پدراز پسرش پرسید:خوب سفر چطور بود؟پسر پاسخ داد:خیلی خوب بود پدر! پدر پرسید:پسرم دیدی مردم فقیر چطور زندگی می کنند؟ پسر:بله پدر ! پدر:وتو چه یادگرفتی؟پسر اسخ داد:ما یک سگ بزرگ در منزل داریم اما آنها 4 تا داشتند . ما یک استخر داریم که تا وسط باغ بیشتر درازا ندارد وآنها یک جوی داشتند که انتها نداشت .ما برای روشن کردن باغ از لامپ استفاده می کنیم اما آنها ستاره های آسمان را داشتند. گلخانه ی ما فقط تا حیاط جلویی می رسد اما آنها تا چشم کار می کرد مزرعه و باغ سبز داشتند . وقتی پسر کوچک حرفش تمام شد پدر چیزی برای گفتن نداشت . پسر اضافه کرد راستی پدر از اینکه به من نشان دادی ما چقدر فقیر هستیم تشکر می کنم وامیدوارم به خاطر فقیر بودنمان زیاد غصه نخوری .
توی يکی از اين هزار شب وقتی سرتو بلند ميکنی ميبينی بين ميليونها ستاره يکی از اون ستاره های خيلی قشنک و فروزان نظرت رو به خودش جلب ميکنه بعد از اون شب هر شب سرتو بلند ميکنی و اون ستاره رو اونقدرتماشا ميکنی تا بالاخره به خواب ميری اما يه شب که سرتو رو به آسمون بلند ميکنی ديگه هيچ اثری از اون ستاره نيست اون موقع است که تموم غمای دنيا هری ميريزه تودلت .
بعد از اون شب تا مدتها ديگه سرت رو رو به آسمون بلند نميکنی تا بالاخره بعد ازمدتها ميفهمی با رفتن اون ستاره باز هم زنده ای ....باز هم زندگی ميکنی ... نفس ميکشی و دنيای پيرامونت هنوز وجود داره پس دليلی نداره که نخوای به اون ميليوننها ميليون ستاره ديگه نگاه نکنی .
شب ميری و يکی از اون ستاره های خيلی قشنگ رو تماشا ميکنی وباز هم يه
شب
ميری و می بينی اثری از اون ستاره نيست .
اما ديگه مثه دفعه قبل نااميد نمشی و باز ميری سراغ يه ستاره ی زيبای ديگه.
همشون ميرن تااينکه نوبت ميرسه به آخرين ستاره ای که تو آسمون وجود داره .
اما آخرين ستاره هرگز از بين نميره... چون تو با نهايت وجود دوستش داری.
قشنگ ترين چشم ها مال شبه چون هزار ستاره تو سياهيش مي درخشه و مي رقصه و تمام هستي تو رو به بازي مي گيره و مجنونت مي كنه!....قشنگ ترين دل مال رود جاريه كه پاك و زلاله اون قدر كه هم سنگ ريزه هاي عمق وجودشو ميشه ديد و هم تصوير و حقيقت وجود خودتو!...قشنگ ترين دست ها ماله باده چون آرامش بخش ترين نوازشي كه در خيالت مي گنجه به وجودت هديه مي كنه و تمام وجودتو لبريز از يه حس شيرين و گنگ مي كنه....
از سايه ام پرسيدم چه لحظه اي از روز رو بيش تر دوست داري؟گفت طلوع....مكثي كرد و باز گفت غروب!...نگاهش كردم و گفتم چرا؟لبخند آرومي به لب نشاند و برق نگاهشو به چشمام ريخت و آروم گفت:روز و شب هميشه از هم دور بودن ...هميشه در حسرت ديدار هم...اون قدر دعا كردن و مخلوقات زمزمه گر عشقشون بودن تا خدا يه روز بهشون يه هديه داد!...
....با تعجب نگاهش كردم و گفتم:هديه؟...به روز و شب؟...بانهايت عشق و شور خنديد وباز دل به چشمانم سپرد و آروم گفت:آره !اونا اجازه دارن تا دوبارهمديگرو در آغوش بكشن و براي چند لحظه همديگه رو داشته باشن!...نگاهشو به آسمون دوخت و گفت طلوع سلام و غروب وداع دوتا هميشه عاشقه!براي همين زيباترين صحنه ي آسمونه!لحظه ي كنار هم بودن حتي قد يه نفس هم كه باشه قشنگ ترين لحظه است !
رنج کشیدن ،بدون شکوه کردن، یگانه درسی است که باید در این زندگی آموخت.

اگر بهترین دوستم نیستی لااقل بهترین دشمنم با ش
اگر غم خوارم نیستی لااقل بهترین غمم باش
هر چی هستی بهترین باش
چون بهترین ها همیشه در یاد می مونند
پس در بدترین خاطره هایم بهترین باش!

دختری با مادرش در رختخواب
درددل می کرد با چشمی پر آب
گفت:مادر حالم اصلا خوب نیست
زندگی از بهر من مطلوب نیست
گو چه خاکی را بریزم بر سرم؟
روی دستت باد کردم مادرم!
سن من از بیست وشش افزون شد
دل میان سینه غرق خون شد
هیچ کس مجنون این لیلا نشد
شوهری از بهر من پیدا نشد
غم میان سینه شد انباشته
بوی ترشی خانه را برداشته!
مادرش چون حرف دختش را شنفت
خنده بر لب آمدش آهسته گفت:
دخترم بخت تو هم وا می شود
غنچه ی عشقت شکوفا می شود
غصه ها را از وجودت دور کن
این همه شوهر یکی را تور کن!
گفت دختر مادر محبوب من!
ای رفیق مهربان و خوب من!
گفته ام با دوستانم بارها
من بدم می آید از این کارها
در خیابان یا میان کوچه ها
سر به زیر و با وقارم هر کجا
کی نگاهی می کنم بر یک پسر
مغز یابو خورده ام یا مغز خر!؟
غیر از آن روزی که گشتم همسفر
با سعید و یاسر و ایضا سفر
با سه تاشان رفته بودم سینما
بگذریم از مابقی ماجرا!
یک سری هم صحبت صادق
شدم
او خرم کرد آخرش عاشق شدم
یک دو ماهی یار من بود و پرید
قلب من از عشق او خیری ندید
مصطفای
حاج علی اصغر شله
یک زمانی عاشق من شد،بله
بعد جعفر
یار من عباس
بود
البته وسواسی وحساس بود
بعد ازآن وسواسی پر ادعا
شد رفیقم خان داداش المیرا
بعد او هم عاشق مانی
شدم
بعد مانی
عاشق هانی
شدم
بعدهانی
عاشق قادر
شدم
بعد قادر
عاشق ناصر
شدم
مادرش آمد میان حرف او
گفت: ساکت شو دگر ای فتنه جو!
گرچه من هم در زمان دختری
روز و شب بودم به فکر شوهری
لیک جز آن که تو را باشد پدر
دل نمی دادم به هرکس اینقدر
خاک عالم بر سرت ،خیلی بدی
واقعا که پوز مادر را زدی
هه هه
شاگرد پرسيد: "پس ازدواج چيست؟"
استاد به سخن آمد که:" به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمي تواني به عقب برگردي!"
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهي با درختي برگشت. استاد پرسيد که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: "به جنگل رفتم و اولين درخت بلندي را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالي برگردم."
استاد باز گفت: "ازدواج هم يعني همين!!"
چه در عشق چه در زندگي به انتها مي رسيم به نقطه اي که ديگر مجال صبر از خاطر محو مي شود.به نقطه اي که انتهاي آن متلاشي شدن است.
به قول خووووووودم بابا بچه حال کردین یا نکردین به من ربطی ندااااره برا من فقط نظراای گلتون مهمه ![]()
البته گل خودمم
اونقدر ترسناااااکه از دهنش خووون میاد چشاش هی بازو بسته میشه بعدش صووورتش اااه اه اه حاللم بهم خورد می خواین براتون بذارم ؟
حالا کی ترسووووو هس بیااااااااااااااااااد جلو من ترسو درمانیش کنم
بابا خاااالی بندم شما باور نکنین من اگه می تونستم اول خودمو درماااااااااان می کردم اونقدر جیغ کشیدم که مامانم از طبقه ی پایین اووومد ییهو بالا من بیشتر ترسیدم ![]()
منو بگیرییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییین اخ کللم ![]()
خووووب دیگه چیکار میشه کرد راستی تو ریاضی ۷۵/۱۹ گرفتم
اشکااااالی نداره خودمو ناراحت نکنم
اول عکسو ببین وقتی چرخید به مدت ۱ دقیقه به وسط عکس خیره شوووو بهدش به پشت دستت نگااااااااه کن زیر پوست دستت چه میبینی؟ هیچ چی؟
اهاااااااااااااااان مطلب مهم در بکااار بردن این تصویر نظر بده ![]()

اااااااااااااااااااااااااااااااااا چه توهمی بچه نظر بده نروو تو توهم
عجیبا غریباااااااااااااااااااااااااا
ای بچه نظر بده بعد برو
چند تا نقطه ی سیاااه میبینی؟
راااستی مگه تو چشم داری که بخوای ببینی؟
برق خونه یکی ميره يه قابلمه بر ميداره ميره در خونه دوستش ميگه : برق دارين؟ دوستش ميگه الاغ حداقل ظرف پلاستيكي مياوردي برق نگيردت
شايد يه کسي شبها براي اينکه خوابتو ببينه به خدا التماس ميکنه!!شايد يه کسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه!! مطمِئن باش يکي شبها بخاطر تو تو دريايي از اشک ميخوابه!!ولي تو اونو نميبيني؟؟شايدم هيچ وقت نبيني
روي سنگ قبر من بنويسيد؛ خسته بود اهل زمين نبود نمازش شکسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد؛ شيشه بود تنها از اين نظر که سراپا شکسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد؛ که پاک بود چشمان او که دائما از اشک شسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد؛ اين درخت عمري براي هر تير وتيشه،دسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد؛ عمري پشت دري که باز نمي شد نشسته بود
ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي کرد بهت چي گفت ؟جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو تنها نيستي . توکوله بارت عشق ميزارم که بگذري، قلب ميزارم که جا بدي، اشک ميدم که همراهيت کنه، ومرگ که بدوني برميگردي پيشم
غريب است دوست داشتن.وعجيب تر از آن است دوست داشته شدن... وقتي ميدانيم کسي با جان و دل دوستمان دارد ... ونفسها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ريشه دوانده ؛ به بازيش ميگيريم هر چه او عاشقتر ، ما سرخوشتر، هر چه او دل نازکتر ، ما بي رحم تر . تقصير از ما نيست ؛ تماميِ قصه هايِ عاشقانه، اينگونه به گوشمان خوانده شدهاند ))
خواب ناز بودم شبي...ديدم کسي در مي زند...در را گشودم روي او ... ديدم غم است در مي زند...اي دوستان بي وفا...از غم بياموزيد وفا... غم با همه بيگانگي...هر شب به من سر مي زند
نظر ندین با من طرفین
نه شوخی کردم اخه کوچولویید دلتون میشکنه
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
چطورین خوبین چیکاااار می کنین شلوغ می کنین نه بابا من شما رو میشناسم شما ها بچه های شلوغی هستید ![]()
کی می دونه من کیم دستا بالا جایزه می دمااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
من گلبرگم به خدا من گلبرگم منو با اون چلمنگ عوضی نگیرین من گل گلاب گلبرگم اونم گل پرپر لالست
بابا ما با هم دوووووووووستیم البته از اون دوستیاای مامان
حالا من کیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ به جون خودتوووون اگه فهمیده بااااااااااشید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
نظر ندین قهر میشم.............![]()
این پسر عمه ی لالست اگه کاری باری داشتین سفارشتون رو می کنه نگران نباشین

ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااخه لاله نمی تونی برداری چرا زور می زنی زشته ادم باید یکمی هم خودشو دست کم بگیره

اینم خواهر لالست اخی که این پسرای تهران از دسته الاله چیکاااااااااااار می کنن![]()

اینم عکس M اخی از ......................... داره خودشو به اشکال مختلف درمیااره
بمیری برااش لاله
من که خووودم ییهووووووووووو که دیدم ترسیدم
حالا راستشو بگین ترسو هستین یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
![]()
این نمی دونم کیه ولی می دونم شما نمی دونین (مورد توجه لاله Mجونه شماست که رژیم گرفته )

اینم دندونااای لالست که از لاله جون ترسیدن اومدن بیرووون اما اونقدر که قیافه ی لاله خنده دار داره می خنده ![]()

اینم عکس لالست ااااااخی دندوناااااااااااش حق داشتناااااا لاله خجااالت بکش زبونتو بذار تو ![]()
نظر بدییییییییییییییییییییییییییییییییین اگه خواستین بدین![]()
اگه دوست داري عميق ترين ،طولاني ترين و قويترين بوسه ي دنيا رو تجربه كني لبت رو بذار روي لوله ي جاروبرقي.
زندگي مثله شطرنجه.
اگه بخواي بازي نكني همه بهت مي گن بلد نيست و اگه خوب بازي كني همه مي خوان شكستت بدن.
چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي مي خوانم دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي مي شنوم دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم عطرت را براي مستي مي بويم خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را نيز براي پرستش
دريا خودش را با موج تعريف مي کند، جنگل خودش را با درخت ، آسمان خودش را با ستاره و من خودم را با تو تعريف مي
بحریست بحر عشق که هیچش کناره نیست
آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست
خواهی به فراق خوش و خواهی به وصال
من فارقم از هر دو مرا عشق تو بس
عشق را شرحی نبود و نیست شرح
عشق را لایق شدن بی شرح شرح
هر که مستغرق شود در ذات عشق
عشق گردد عشق گردد پیر عشق
به ستاره هاي آسمان شک کن و آنها را دروغ پندار ، مرکزيت خورشيد را باور مکن و آنرا متحرک پندار ، حقيقت را دروغ پندار ، اما هرگز در عشق من شک نکن !
توي زندون قلبت اينقدر شلوغ مي کنم و زنداني ها رو اذيت ميکنم تا مجبور بشي منو بندازي توي انفرادي قلبت
الفت شبهاي ما را روزگار از ما گرفت
اي خوش آن روزي که ما هم روزگاري داشتيم
مرداب براي به دست آوردن نيلوفر سالها ميخوابه تا آرامش نيلوفر به هم نخوره، پس اگه كسي رو دوست داري، براي داشتنش سالها صبر کن
هرچند که دل به وصل شادان کردیم
دیدیم که خاطرت پریشان کردیم
خوش باش که ما خوی به هجران کردیم
بر خود دشوار و بر تو آسان کردیم
برو به جهنم .
.
.
.
.
چون فقط تويي كه مي توني بهشتش كني
امشب ميخوام طي يه عمليات شهادت طلبانه
.
.
.
.
.
.
فدات شم.
..............
.
.
اگه تو حياطي نشسته بودي،ديدي يه قاصدک خوشگل داره مياد طرف لبت،فوتش نکن چون من اونو برات فرستادم.
با ديدگاني گريان شانه هايي خسته و دستاني لرزان
آمدنت را به انتظار نشسته ام
باشد تا به ياري شانه هاي مهربانت
خيل خستگيهايم را زمين بگذارم
عشق يعني حسرتي دريك نگاه
عشق يعني غربتي بي انتها
عشق يعني فرصت اما كوتاه
عشق يعني مرگ اما بي صدا
عاشق من و دیوانه من و شیدا من
شهره من و افسانه من و رسوا من
کافر من و بت پرست من, ترسا من
این ها من و صد بار بتر زین ها من
عشق ایستادن زیر باران و خیس شدن با هم نیست ؛ عشق آ نست که یکی چتر دیگری شود و اون یکی هیچ وقت نفهمد که چرا خیس نشد.
عشق به معنای آن است که تو دیگری را در ذات خود هدف بدانی.
دیگری,هرگز وسیله نیست.
اگر ذهنی مالامال از اندیشه های ضد عشق داری
پس عشق را تجربه نخواهی کرد.
عشق با حسادت, میل تملک و سلطه, نفرت و خشم جمع نمی شود. محال است.
این ها همه پدیده های ضد عشق اند.
نگاهي آشنا بر ياس كردم
تو را در برگ گل احساس كردم
خلاصه در كلاس ناز چشمات
دو واحدعاشقي رو پاس كردم
عشق کلیدی است که با زدن آن نور امید در دل عاشقان خسته روشن می گردد
مي دوني چرا رنگ غروب سرخه؟ چون خورشيد وقتي مي بينه من وتو با هم دوستيم آتيش مي گيره...
دستگاه ریو
1000 کیلومتر اسکناس
100واحد اپارتمان
10 صندوق طلا
.
.
.
.
.
.فدای یه تار موی تو دوست عزیز
بيا مثل دو تا كبوتر پر بكشيم بريم روي بلندترين درخت لونه كنيم . بعد تو تخم بذار منم مي رم گوجه مي خرم املت بخوريم !
چشمهای درشت و زیبایت را که به من میدوزی و با لبهای زیبا آواز میخوانی، احساس میکنم که بیش از همیشه عاشقت هستم ، تو زیباترین قورباغه ی این برکه ای!
ببخشيد از معاملات عشقي مزاحمتون ميشم ببخشيد قلب شما مستاجر نمي خواد؟؟؟؟؟
اگه ميخواي دوست داشته باشم نقطه ها رو دنبال كن :
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
كمبود محبت داري؟؟؟
زندگي همان لبخنديست که امروز دريغش کردي
زندگي مثل پيانو است ، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها . اما زماني ميتوان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهي
با تمام بي کسي هايم کسي دارم هنوز
چشم مشتاق و دل دلواپسي دارم هنوز
خنده را از من گرفتند دل قرارم را ربود
با تمام اين حرفها دوستت دارم هنوز
پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت بيچاره از اين عشق سوختن آموخت فرق منو پروانه در اينست پروانه پرش سوخت ولي من جگرم سوخت
سه ، دو ، يک ... سوت داور بازي شروع شد دويدم ... دست و پا زدم ... غرق شدم.... دل شکستم ... عاشق شدم ... بي رحم شدم ... مهربان شدم ... بچه بودم ... بزرگ شدم ... پير شدم ... بازي تمام شد ... زندگي را باختم...ولي آخر بهش نرسيدم هرگاه دلت هوايم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببين که همچون دل من در هوايت
من(لاله)ودوست گلم(گلبرگ)نه من گلبرگم نه گلبرگ منه![]()
ميخواي با سه شماره هيبنوتيزمت كنم و بگم چه جور آدمي هستي؟ خوب، پس با شماره 3 آروم چشمات رو ببند: . . . . . 1 . . . . . 2 . . . . . 3 . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . هنوز كه چشمات بازه؟ . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . ميگم چشماتو ببند! . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . چرا زير چشمي نگاه مي كني؟ . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . اصلا نيازي به هيبنوتيزم نيست، هر خري ميفهمه كه چقدر فضولي
+ - + - + - + - + - + - + - +- + - +
- + - + - + - + - + - + - + - + - + -
+ - + - +- + - + - + - + - + - + - +
-+- + - ++ - + - + - + - + - + - + -
بشين جمع و منها کن ببين چندمين باره سرکار رفتي؟
بچه ها به پنج دليل دوست داشتني اند: 1_گريه مي كنند چون گريه كليد بهشته. 2_قهركه مي كنند زود آشتي مي كنند چون كينه ندارند. 3_چيزي كه مي سازند زود خراب مي كنند چون به دنيا دلبستگي ندارند. 4_با خاك بازي مي كنند چون تكبر ندارند. 5_خوراكي كه دارند زود مي خورند و براي فردا نگه نمي دارند چون آرزوهاي دراز ندارند
اولين كسي كه عاشقش ميشي دلتو ميشكونه و ميره . دومين كسي رو كه مياي دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده كني دلتو بدتر ميشكنه و ميزاره ميره . بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي كه هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره .. و اگه يه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو ميشكوني كه انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يكي ديگه ...... اينطوريه كه دل همه آدما ميشکنه
اگه كسي رو دوست داري،نه براش ستاره باش نه آفتاب!چون هردوشون مهمون زود گذرند.پس براش آسمون باش تا هميشه بالا سرش باشي!
هميشه تصور كن تو يه دنياي شيشه اي زندگي مي كني،پس مراقب باش به طرف كسي سنگ پرت نكني،چون اول دنياي خودت رو مي شكني!
چقدر سخته گل آرزو تويه باغ ديگه ببيني و هزار بار تو خودت بشكني و آروم زير لب بگي :
گل من باغچه ي نو مبارك...
دوست داشتم جيگرتو بخورم، اما حيف بايد تا عيد قربان سال ديگه صبر كنم!
قلب من، دل من، خون تو رگهاي من، نفس من، جيگر من، خلاصه... همه وجودم درد ميكنه، بايد برم دكتر ببينم چرا اينطوري شدم!
ورژن اول: رفتم دم گل فروشي هرچي گشتم قشنگ ترين گل رو نديدم. نگرانت شدم.
ورژن دوم: رفتم دم گل فروشي هرچي گشتم قشنگ ترين گل رو نديدم. آخه گوسفند! چرا اون گل رو خوردی؟؟؟
تورو خدا نظر بدین![]()
لاله جووووووووووونم منو ببخش می بخشی؟ نمی بخشی؟ اخه من که کااااری نکردم تو بخوای منو ببخشی؟ اااااااااااا مگه کردم اخه چیکاااار کردم
نمی دونم بچه ها شما یه چیزی به این لاله بگین از دیروز با من قهر کرده
اخه شما بگین مگه ادم با دوستش قهر می کنه اخی تو که تقصیری ندارری لاله جووون اخه ااحساس می کنم ادم نیستی![]()
باباااااااااااااااااااااااااااااااااا من به کی بگم لاله برا فردا باید ماکت درست کنیم باااید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
الووووووووووووووووو لاله جون می دونم اینجایی می دونم می دونی اما من نمی دونم چی می گم میبینی از درد دوووری تو قاطی کردم (مورد توجه من نگفتم از درد دوری لاله گفتم از درد دوری تو ) پس لاله جووون پررو نشو اهان چرا اپ نمی کنی من که مطلبی نداااارم همین طوری چرت و پرت می نویسم
درکم کن ......اخی بمیری برام تو که احسااس نداری بخوااای منو به قوله.... بدرکی ![]()
ببین داااااااااااااااارم می گریم گریه می کنم نه به خاطر تو به خاطر مامانم اخه خودش رفته بیرووووون این پیازا رو گذاشته جلووو من![]()
لاله جونم می دونم که داری میدرسی نه نمیدرسی اخه چرا من اونقدر درسیدم (درسیدم:درس خوندم)
اخی بمیری براااااااااام که از درد دوری تو (تو)درسم نخوندم بابا یکی به داد من برسه دکتر کجااااااااااااااااایی
راستی لاله سمیرا درسیده من نمی کماااااااااااااااااااااا داشتم باهاش حرف می زدم(میبینی دیوونه شدم) اووووووووووووونم به خااطر من ندرسیده می بینی چند نفرو الاف خووودت کردی
راااستی فردا حسن کچل ورقه هامونو میده (حسن کچل:معلم ریاضیمون که اسم کوچیکش حسنه و کچل بیده)واااااااااای فردا با اون نمره های مامانیمووون حالمونو می گیره راااستی خانم کر.... املا میگه یا نه ؟ یه رااااااااااااااااااستی دیگه فردا به ارزومون می رسیم ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
من می گم دیوونه شدم شما ها میگین نه تا شما ها رو هم دیوونه نکردم فعلا بای بای
لاله امروووز زنگ نزنی فردا منت کشی نمی کنم ![]()
سال 1230
مرد:
دختره خير نديده من تا نکشمت راحت نمي شم...![]()
زن:
آقا حالا يه غلطي کرد ، شما بگذر.نامحرم که خونمون نبوده. حالا اين بنده خدا يه بار بلند خنديده...
مرد:
بلند خنديده؟
اين اگه الان جلوشو نگيرم لابد پس فردا مي خواد بره بقالي ماست بخره. نخير نمي شه بايد بکشمش...![]()
![]()
-- بالاخره با صحبتهاي زن ، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه![]()
سال 1280
مرد:
واسه من مي خواي بري درس بخوني؟
مي کشمت تا برات درس عبرت بشه. يه بار که مُردي ديگه جرات نمي کني از اين حرفا بزني. تو غلط می کنی. تقصير من بود که گذاشتم اين ضعيفه بهت قرآن خوندن ياد بده. حالا واسه من میخای درس بخونی؟؟؟![]()
زن:
آقا ، آروم باشين. يه وقت قلبتون خداي نکرده مي گيره ها! شکر خورد. ديگه از اين مارک شکر نمي خوره. قول ميده...
مرد( با نعره حمله مي کنه طرف دخترش ):
من بايد بکشمت. تا نکشمت آروم نميشم. خودت بياي خودتو تسليم کني بدونه درد مي کشمت...![]()
![]()
-- بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه![]()
سال1330
مرد:
چي؟ دانشرا (همون دانشگاه خودمون)؟ حالا مي خواي بري دانشرا؟ مي خواي سر منو زير ننگ بوکوني؟ فاسد شدي برا من؟؟ شيکمتو سورفه (سفره) مي کونم...![]()
زن:
آقا، ترو خدا خودتونو کنترل کنين. خدا نکرده يه وخ (وقت) سکته مي کنين آ...
مرد:
چي مي گي ززززززن؟؟ من اگه اينو امشب نکوشم (نکشم) ديگه فردا نمي تونم جلوي اين فسادو بیگيرم. يه دانشرايي نشونت بدم که خودت کيف کوني...![]()
![]()
-- بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه![]()
سال1380
مرد:
کجا؟ مي خواي با تکپوش (از اين مانتو خيلي آستين کوتاها که نيم مترم پارچه نبردن و وقتي مي پوشيشون مث جليقه نجات پستي بلندي پيدا مي کنن) و شلوارک (از اين شلوار خيلي برموداها) بري بيرون؟ مي کشمت. من... تو رو... مي کشم...![]()
زن:
اي آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان ديگه همه همينطورين (شما بخونيد اکثرا).
مرد:
من... اينطوري نيستم. دختر لااقل يه کم اون شلوارو پائين تر بکش که تا زانوتو بپوشونه
. نه... نه... نمي خواد. بدتر شد. همون بالا ببنديش بهتره...![]()
![]()
![]()
سال1400( این قسمت همراه با جیغه بنفشه پس با رنگه بنفش نوشتم)![]()
دختر:
چي؟ چي گفتي مرتيکه ی ****
؟( از نوشتنش معذورم شرمنده) دارم بهت ميگم ماشين بي ماشين. همين که گفتم. من با الکس قرار دارم ماشينم مي خوام. ميخواي بري بيرون پياده برو...![]()
باباه:
جیکش در نمی یاد...![]()
زن:
دخترم. حالا بابات يه غلطي کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک ناخنت مي پره. آروم باش عزيزم. رنگ موهات يه وقت کدر مي شه آ مامي. باباتم قول مي ده ديگه از اين حرفا نزنه...![]()
![]()
-- بالاخره با صحبتهاي زن، دخترخونه از خر شيطون پياده مي شه و باباي گناهکارشو مي بخشه![]()
![]()
و يك كلام...
ختم كلام...![]()
![]()
جالب بود نه ...؟
دخترا بد آموزی نگیرید از این حرفا... ![]()
![]()
منووووووووووووووووو ببخش منوووو ببخش براااای اولین بااار(اخه لاله جووون برا یه بار هم شده تو منو ببخش این همه من تو رو بخشیدم
اما خودمووونیم خیلی خسیسی تو خسیسه : محبت . زیبااایی ...................و مهم تر از همه خسیسه نظر دادنی داااارم چی می گم ؟ نمی دووونم
لاله جوووون تا نگی می بخشمت باهات دوست نمی شم
راااااستی میبینین چون لاله با من قهر کرده من نرفتم مدرسه هه هه
نه بابا من نرم مدرسه بذااار بذااار تنها بمووونه قدر منو می دووونه اخی بمیره برااام اون که بلد نیست قدرموووو بدونه باشه خودش می فهمه بیخیااالش شیم
خوووب منم که مریض شدم اشکااالی نداره یه هفته نمی رم مدرسه
وااااااااااااااای چه حالی میده مریض باشی نری مدرسه البته من وقتی مریض میشم از قبل حالم بهتر ترهههههههههههههه
خوووووب دیگه بذاارین من برم استراااحت کنم چراا ولم نمی کنین من بااید برم بخوووااابم خوب اگه لاله بااازم بهم نگفت تو رو بخشیدم ................................... نه گناه داره خودم می بخشمش
ببخشید دیگه من حااالم وخیمه کاریش نمیشه کرد
به امید دیدااار در قیااامت ما که رفتیم![]()
براااااااااااااام گریه نکنینا اخه اگه بخوام بیام دلداریتون بدم می ترسین شما ها هم میاین پیشم امااااا اگه خواستین گریه کنین از خانواااده ی گرامیتون خداحافظی کنین فرداااااااا حال ندارم بیان سر قبرم منو سوال جواب کنن![]()
اگه خواستین به این چرت و پرت ها هم نظر بدین اهااااااااااااااان اگه نظر ندین روحمووووو می فرستم
حالا خود دانید![]()
اصلا به شما چه من چی می نویسم شما مثل بچه های خووووب بشینین و بخوونین
وقتی یادم میفته گریم می گیره راستی تازه یادم افتاااد(اووووووون مطلبی رو که تو مدرسه نوشتیم اونو من نوشتم لاله منو اغفااال کرد
باشه دیگه لاله جوون حالا من گربم اره منو که میشناسی![]()
)
واااااااااااااای نمی دونین امروز تو مدرسه چی شد خوب بذاارید بگم
ما یه معلمی داریم که همیشه مبایلش در حاااال زنگ زدنه همه ی بچه هاهم میگن که دوست پسر خانمه که برااش اس ام اس میفرسته ![]()
حاااااااالا ندیدی این معلمو معلم زبانمونه امروز یه امتحاااان مامانی ازمووون گرفت که دهنموووووون تا یه متر باز مونده بوود البته لاله جون و من کارمو ن رو خووب بلدیم مگه نه لاله جون![]()
وای من چرا چرتو پرت می نویسم اثر امتحانست دیگه چه میشه کرد![]()
حالا این جا رو گوش کنید .............................![]()
نظر ندین نمیشه ها ...................................![]()
![]()
اگرمعجزه اي رخ بدهد وزمان به عقب برگردد به دنيا قول خواهم داد چشم هايم را تا آخرين روز حياتم روي هم بگذارم : مي داني چرا ؟ مي ترسم يك لحظه غفلت كنم ، دوباره تو را ببينم و يك عمر گرفتارت شوم !! تقديم به بهترينم كسي كه مثل هيچكس نيست.
.مانند شقايق زندگي کن کوتاه ولي زيبا، مانند پرستو پرواز کن طولاني ولي هدفمند، مانند پروانه بمير دردناک ولي عاش
اگرمعجزه اي رخ بدهد وزمان به عقب برگردد به دنيا قول خواهم داد چشم هايم را تا آخرين روز حياتم روي هم بگذارم : مي داني چرا ؟ مي ترسم يك لحظه غفلت كنم ، دوباره تو را ببينم و يك عمر گرفتارت شوم !! تقديم به بهترينم كسي كه مثل هيچكس نيست.
لذتي که در فراق هست در وصال نيست چون در فراق شوق وصال هست و در وصال بيم فراق.
اي دوست دلت هميشه زندان من است آتشكده عشق تو از آن من است آن روز كه لحظه وداع من و توست آن شوم ترين لحظه پايان من است.
تقصير دلم چيست اگر روي تو زيباست؟
حاجت به بيان نيست كه از روي تو پيداست
من تشنه ي يك لحظه تماشاي تو هستم
افسوس كه يك لحظه تماشاي تو روياست
براي عشق تو در قلبم سه کوه ساختم
اولي کوه وفا
دومي کوه صداقت
سومي...
کوهي که هر وقت بهم گفتي دوست ندارم از اون بندازمت پايين
باران نمی شوم تا بگویی با چه منتی خود را به شیشه می کوبد، ابر می شم تا از نگرانی یک روز بارانی هر روز از پنجره به من نگاه کنی.
علم ثابت کرده شکر در آب حل ميشه, پس هيچوقت زير بارون راه نرو چون شيرين ترين دوستمو از دست مي دم. باشه؟
اگه بگم دوست دارم
اگه بگم عاشقتم
اگه بگم عمر مني
اگه بگم نفس مني
اگه بگم برات مي ميرم
اگه بگم هستي و نيستيم تويي
.
.
.
.
.
برام لپ لپ مي خري ؟؟
بهم گفتي دوستت دارم سرم رو پايين انداختم و گفتم نظر لطفته سرم رو بالا آوردي و تو چشام نگاه کردي و گفتي نظر لطفم نيست نظر دلمه
يک نفر... يک جايي... تمام رؤيايش لبخند توست وزماني که به تو فکر ميکنه احساس ميکنه که زندگي واقعا با ارزشه پس هر گاه احساس تنهايي کردي اين حقيقت رو به خاطر داشته باش.
شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .
بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن
روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم ....
اگه خواستي يه كسي ....عاشق هم نفسي ...عمرشو حيرونت كنه ....جونشو قربونت كنه.....جون مادرت رو من يكي حساب نكن..!!!
من مي خوام کبوتر دل تو رو اسير کنم اين دل تشنه رو از چشمه عشقت سير کنم بزنم به موج درياي خيال عشق تو باقي عمرم و عاشقونه با تو پيرکنم.
بعضي وقتا چشمام به قلبم حسودي شون مي شه .. مي دوني چرا ؟ چون .. تو هميشه توي قلبمي ولي از چشمم دوري...
زماني كه فكر ميكني در 7 تا آسمون يه ستاره هم نداري يكي يه گوشه ي دنياست كه براي ديدنت لحظه شماري ميكنه
عشق يعني سوختن و ساختن يعني زندگي را باختن عشق يعني هر چه بيني عکس يار يعني انتظار در انتظار عشق يعني ديده بر هم دوختن يعني در فراغش سوختن.
اگر روزي احساسم را نقاشي كنم
در تمام ورق هايش چهره توست.
اگر من و تو 2 برگ بوديم در خزان زودتر از تو مي خواستم بيفتم تا وقتي كه به زمين مي افتي تو را در آغوش بگيرم.
مي خواستم اسمت را روي سينم خالکوبي کنم ترسيدم صداي قلبم اذيتت کنه
به او گفتم غمگين ترين ترانه را برايم بخوان چشمهايش را بست و آرام آرام گريست .
مي خواستم براي از دست دادنت گريه كنم ديدم كه تمام اشكامو براي بدست آوردنت ريختم
قامتت چون سرو، چشمانت چون آهو، گيسوانت چون آبشاران، ابروانت چون كمند.... خلاصه هيچ چيزت به آدميزاد نرفته
ديشب خواستم واسه دل خودم فال بگيرم وقتي فالنامه رو باز کردم چشمم به شعري افتاد که هيچ ربطي به دل من نداشت تازه فهميدم که دلم مال خودم نيست
دانستنیهای جذاب

2- کوسه داردی 3500 دندان می باشد که از هیچ یک از انها استفاده نمی کند
3- بدن انسان برای حفظ تعادل خود در حال ایستادن از سیصد عضله استفاده می کند
4- یک موش کور قادر به حفر تونلی به طول 9 کیلومتر تنها در یک شب می باشد
5- سرعت سریعترین حلزون 2,3 میلیمتر در ثانیه می باشد یعنی یک کیلومتر در پنج شبانه روز
6- بزرگترین مروارید دنیا 6و4 کیلوگرم وزن دارد این مروارید حدود هفتاد و یک سال پیش در فیلیپین از داخل یک صدف بسیار بزرگ در آورده شد. متاسفانه این مروارید گرد نیست
7- هزارپا ده هزار نژاد متفاوت دارد و جالبتر اینکه هیچ کدام هزار پا ندارند و بیشتر پا را یک نوع نژادی دارد که در کالیفرنیا یافت می شود تعداد پاهای آن به هفتصد و پنجاه تا می رسد
8- تقریبا نیمی از کل نشریات جهان در دو کشور آمریکا و کانادا منتشر می گردند.![]()
9- تعداد سلول های گیرنده بویایی در سگهای معمولی یک میلیارد و در سگهای شکاری چهار میلیارد عدد می باشد
10- نوشابه های زرد رنگ زیان بارتر از نوشابه های سیاه رنگ هستند
11- در عرض بیست سال گذشته حوادث صبیعی چون زلزله و سیل یک میلیون و دویست هزار نفر را به کام خود کشیده و بد نیست این را هم بدانید که نود و نه درصد قربانیان در کشور های فقیر بوده اند
12- شش چپ اندکی از شش راست کوچکتر می باشد تا فضای کافی برای قرار گیری قلب فراهم آید
13- هر چشم مگس دارای 10 هزار عدسی می باشد
14- مقاومت موش صحرایی در برابر بی آبی بیشتر از شتر می باشد
15- جمعیت میمون های هند بالغ بر پنجاه میلیون می باشد
16- یک نوع وزغ وجود دارد که در بدن خود سم کافی برای کشتن دو هزار و دویست انسان در اختیار دارد
17- مهندسین در نظر دارند تونل زیر آبی بین لندن و نیویورک احداث کنند که مسافرت بین این دو شهر در کمتر از یک ساعت انجام بگیرد
18- 225 میلیون سال طول می شکد که کهکشان راه شیری یکبار دور خود بچرخد
19- به زودی کنترل هایی به بازار ارائه خواهد شد که کوکی هستند و بدون باتری کار می کنند با یک بار کوک کردن این نوع کنترل ها تا هفت روز بدون هیچ مشکلی کار می کنند
20- در هر ثانیه خورشید پانصد و چهل میلیون تن هیدروژن را به چهار صد و نود و پنج میلیون تن هلیم تبدیل می کند
21- پنجاه درصد از زنان سیگاری که به خاطر مضرات سیگار جان خود را از دست می دهند بر اثر حمله قلبی می باشد یعنی اینکه سیگار کشیدن فقط باعث سرطان نیست بلکه حمله قلبی ناشی از ان می باشد
22- برای تولید هر 1000 کیلوگرم کاغذ بازیافتی فقط حدود هزار و پانصد کیلو گرم کاغذ کهنه مورد نیاز است که با این شیوه نزدیک به 90 درصد در مصرف آب بیش از 50 درصد انرژی و 75 درصد آلودگی هوا کاهش می یابد
23- مساحت خلیج فارس تقریبا برابر با مساحت کرمان است خلیج فارس هشت هزار کیلومتر مربع بیشتر نیست.
24- اگر تار عنکبوت به کلفتی مغز یک مداد به هم تنیده شود می تواند سنگینی یک هواپیمای بزرگ بوینگ را تحمل کند
افرین کوچولو![]()
از من پرسید : برای چه زنده ای ؟
گفتم : برای چه می پرسی ؟
گفت : می خواهم بدانم ...
...در حالی که قلبم برایش فریاد می زد...
گفتم : برای هیچ...
گفتم : تو برای چه زنده ای ؟
در حالی که لبخند می زد...
گفت :
"" من برای کسی که برای هیچ زنده است زنده ام ""