تبليغاتX
چرت و پرت های یه کوچولو -
همشم چرت و پرت نیستااااااااااااااااااا..............

شب داشتم توي خيابان هاي شهر عشق قدم مي زدم،

گذارم افتاد به قبرستان عشق،

خيلي تعجب کردم تا چشم کار مي کرد قبر بود .

پيش خودم گفتم يعني اين قدر قلب شکسته وجود داره ؟؟

همين طور که مي رفتم متوجه يک دل شدم

انگار تازه خاک شده بود .

جلو رفتم و ديدم روي سنگ قبر چند تا برگ افتاده ،

=====================================

کنار قبر نشستم و براش دعا کردم،

وقتي برگ ها را کنار زدم ديدم ....

...

اون دل همون کسي بود که باعث شده بود

دل من خيلي پيش ها بميره...  

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/12/21ساعت 15:20  توسط لاله  |